اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی | معانی مختلف Trip

0
434
اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی معانی مختلف Trip
تبلیغات در بزرگترین سایت آموزشی ایران دلینگلیش
تبلیغات در بزرگترین سایت آموزشی ایران دلینگلیش

اگر قصد مهاجرت به یک کشور انگلیسی زبان را دارید دانستن اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی در آموزش زبان نقش بسیار مهمی را ایفا می کند.

خواندن کتاب های متعدد ESL که عمدتاً برای زبان آموزان نوشته می شود از یک جایی به بعد بیهوده و وقت تلف کردن است. چرا که زبان واقعی با آنچه که در کتاب های آموزشی وجود دارد متفاوت است. به عبارتی دیگر فرض کنید در یک آزمایشگاه بسیار محدود و بی امکانات بخواهید آزمایشات دنیای واقعی را انجام دهید.

بنا بر این بهتر است اصطلاحات را همان طور که انگلیسی زبانان استفاده می کنند یاد بگیرید.

اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی

اگر اصطلاحات زبان انگلیسی را می خواهید یاد بگیرید باید از سریال ها و فیلم ها و کتاب داستان های اصلی و تماشای برنامه های تلوزیونی و زندگی کردن در محیط و یا پرسیدن و یاد گرفتن از کسی که مسلط به آنها هستند.

گرچه کتاب هایی که در بازار ایران هستند برای سطوح پایین مناسب هستند جهت آشنایی اما در اده کار از یک سطحی به بعد دیگر کفاف نیاز شما را نمی دهد.

معانی مختلف کلمه  Trip

در زبان انگلیسى عامیانه trip از آن دسته افعالى هست که معانى زیادى دارد.

  1. به آشفتگى و درهم برهم ریختگى بعد از استعمال مواد مخدر اطلاق مى شود از همین رو فعل trip مى شود:

پریشون بودن

 

.Stop tripping over your exam result, you can take it again

اینقدر پریشون نتیجه امتحان نباش، مى تونى دوباره امتحان بدى.

When my friend Andrew was ditched by his Korean girlfriend I said to him, ” there is plenty  of fish in the sea, don’t be tripping over a guppy

مقاله زیر را به هیچ وجه از دست ندهید  فلسفه & امپرسند – معنا تاریخچه و کاربرد علامت &

وقتى دوستم اندرو توسط دوست دختر کره ایش کنار گذاشته شد بهش گفتم خیلى ماهى تو دریاست تو حالا پریشون یکیشون نباش.

“Andrew said, “but she is the only fish in the sea for me

اندرو گفت ولى او تنها ماهى تو دریا براى منه.

Guppy یک نوع از ماهى کوچک.

 

  1. معنى دیگر trip در نقش اسم به کار میره وقتى چیزى خنده دار و با حال باشد.

When I asked Shahram to take off his shoes before stepping in to my apartment, he went, but my shoes are Dr. Martens

.He is a trip

وقتى به دوستم شهرام گفتم کفشاتو در بیار قبل از وارد اپارتمانم بشى، گفت : اما کفشاى من دکتر مارتین. واقعا خنده داره.(شهرام خنده داره)

He is a trip به معنای این است که او خنده دار و باحال است.

جمع بندی اصطلاح Trip

قطعا در دیکشنری معمولی معانی مختلفی برای  tripآورده شده اما در این بخش به معانی پرداختیم که به صورت عامیانه استفاده می شوند.

  1. وقتی مواد مخدر استفاده می کنند و در توهمات هستند.

.When you are feeling bad just take this stuff you will have a trip

  1. زمانی که کسی نگران چیزی باشد.

.You should never trip in your life

  1. زمانی که کسی باحال و مسخره خنده دار باشد.

The only professor I remember from old day is John he was really a trip. All the time in his   classes we were laughing

اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی | معانی مختلف Trip
۵ (۱۰۰%) ۴ vote[s]
از این مقاله خوشم آمده و می خواهم آن را به اشتراک بگذارم ☻
  • ۱
    Share
تبلیغات در بزرگترین سایت آموزشی ایران دلینگلیش

درج دیدگاه

Please enter your comment!
Please enter your name here